تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری مرحوم ابوترابی
کانون فرهنگی هنری مرحوم ابوترابی
مسجد امام حسین (ع) اراک

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی – هر چند ضعیف – خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲۷ اردیبهشت سالروز رحلت عارف بالله، حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی(ره) را بر تمامی دلداگان و دلسوختگان مکتب اهل بیت تسلیت عرض می نماییم...



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

قصد نداشتم به این زودی مطلب جدیدی بگذارم. اما وقتی خبر را شنیدم به قدری ناراحت شدم که سکوت را جایز ندیدم و تصمیم گرفتم که غضب و ناراحتی ام را در قالب الفاظ بیان کنم. متن خبر این بود:"شاهین نجفی خواننده جنجالی رپ در آهنگی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفت".

با توجه به پیشینه او خیلی تعجب نکردم. از زالو صفت کفتاری چون او این حرکت اصلا بعید نبود... از فردی که برای پوشاندن کثافتکاری اش در پاسخ به اقدام به موقع آیت الله صافی اعلام می کند که این حکم یک حکم سیاسی است نه مذهبی، هیچ چیزی بعید نیست.

او سرش را همچون کبک در زیر برف کرده غافل از اینکه دست خدا همیشه بالای دست ها بوده و هست...غافل از اینکه قیامتی هست و او باید در برابر رب جلی پاسخگوی عمل شرمگینانه خود باشد...

در این میان جالبتر از همه حرکت رسانه های غربی است که به حمایت از این حامی فتنه پرداخته اند و اعلام می کنند که کار ناشایستی نکرده است... ننگتان باد... توهین به مقدسات و اعتقادات دیگران کار ناشایستی نیست؟

کجایند روشنفکرانی که سالهاست به بهانه آزادی عقیده و احترام به عقاید دیگران از فرق گوناگون حمایت می کنند؟ چرا هیچکس پاسخ توهین به این آشکاری را نمی دهد؟ چرا کسی به مظلومیت امامان شیعه توجهی نمی کند؟ و هزاران چرای دیگر که ذهن من و امثال من را به خود مشغول ساخته است...

تنها آرزویی که اکنون دارم این است که روزی مرگ این جنایتکار و هتاک را به دست بنده ای از بندگان صالح خدا ببینم.

به امید روزی که ندای "هل من ناصر..." تنها باقی مانده خدا بر زمین طنین انداز شود و طومار مستکبران را بپیچد...که آن روز، روز پیروزی اسلام بر کفر و روز شکست کوردلان است... به امید آن روز...




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

عجب روزگار عجیبی است. آغازین روزهای ماه بود که خیمه عزای مادر سادات را برپا کردیم و اینک در آغازین روز هفته پایانی اردیبهشت میلاد پر برکتش را جشن می گیریم...و این منم که می نویسم به امید آنکه روزی شفاعتش را به وسیله دستان عبد صالح خدا حضرت ابوالفضل العباس ارزانی ام دارد... در ادامه مطلب قسمتی از خطبه های بی بی دو عالم را گذاشته ام. اگر خواندید و حالی یافتید...التماس دعا

ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

ممکنه نتوانم این تاریکی ها را از بین ببرم

اما با همین روشنایی کوچک

فرق ظلمت و نور

و حق و باطل را 

نشان خواهم داد ...

و هر که به دنبال نور است 

این نور هر چند کوچک

در دل او بزرگ خواهد بود ...




نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط امید حیدری

امروز ۱۹ اردیبهشت سالروز عملیات شرهانی است. شرهانی قطعه ای است از بهشت بر زمین.... محل عروج صالحان... محل لبیک به «هل من ناصر ینصرنی»...محل عشقبازی و شهادت...همان جایی که ۳۰۰ یار باوفای حضرت روح الله عاشقانه جان دادند...

اینجا جایگاه منتظران مهدی است...مگر نه این است که اولین شهید تفحص منتظر اربابش بود...الله اکبر...۶ روز تلاش بی وقفه برای یافتن جسم شهدا...هنوز چیزی نیافته ایم...توسلی به ائمه و باز هم جستجو...بالاخره پیدا کردیم... شهید مهدی منتظر القائم...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* قصد داشتم از شهیدی دیگر بنویسم. اما به صورت اتفاقی مناسبت امروز را دیدم و این را نوشتم...

** دلم هوای مشهد الرضا کرده شاید موضوع پست بعدی ام دلنوشته ای برای آقا باشد...

*** التماس دعا




نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

امروز سالروز وفات مادر قهرمان کربلا، همسر علی مرتضی(ع)، حضرت ام البنین(س) است. شیرزنی که پسری را تربیت کرد که همیشه جان نثار حسین(ع) بود. مادری که وقتی خبر شهادت چهار فرزندش را شنید دم نزد، اما وای از لحظه ای که داغ حسین را فهمید... وقتی از او پرسیدند که چرا برای حسین گریه می کنی؟ پاسخ داد: حسین(ع) مادر ندارد...

خواستم بگویم که او نیز همچون مادرم فاطمه(س) بارگاه ندارد اما دیدم که ای وای... مدفن مادرم معلوم نیست...

به امید روزی که تنها باقی مانده خداوند بر زمین، حضرت مهدی (عج) ظهور کند و شاهد باشیم که بقیع را می سازد به وسعت دل تمام شیعیان...به امید روزی که با آمدنش هم مزار مخفی مادر را آباد کنیم و هم به یاد دلاوری های جانباز کربلا سقاخانه ای را به یادگار بر مزار حضرت ام البنین(س) بنا کنیم...به امید آن روز




نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

            اول از استاد یاد آموختیم            پس سویدای سواد آموختیم

                       از پدر گر قالب تن یافتیم             از معلم جان روشن یافتیم

 ۱۲ اردیبهشت سالروز شهادت بزرگ استاد انقلاب، پاره تن اسلام شهید مرتضی مطهری است که به واسطه تجلیل از مقام شامخ این رادمرد فرزانه،روز معلم نامگذاری شده است. بزرگی که اگر جسمش نیست اسمش هست و اگر وجود گهربارش از میان رفته ،راه و روش و سیره او هادی و راهنمای ارادتمندان است. ولایتمدارانی که در نبود او به تاسی از بزرگ جانباز انقلاب گرد شمع وجودی علامه مصباح یزدی جمع شده اند. یاد شهید مطهری و دیگر خدمتگذاران به اسلام و انقلاب گرامی و راهشان پر رهرو باد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* بیایید در این روزها توجهمان را کمی بیشتر به کتب شهید مطهری معطوف کنیم که حقیقتا دریایی از معرفت و شناخت است...

** حضرت روح الله چه زیبا فرمودند که معلمی شغل انبیاست... باشد که تمامی آموزگاران این مرزوبوم سیره ای نبوی و حلمی علوی داشته باشند...

                                          یا علی مدد




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

دل را پر از طراوت عطر حضور کن                                         آقا تو را به حضرت زهرا ظهور کن

آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه                                              برگرد و شهر را پر از امواج نور کن

شبهای جمعه یاد تو بیداد می کند                                                     آدینه ای ز کوچه دنیا عبور کن

آقا چقدر فاصله اندوه انتظار                                                         فکری برای این سفر راه دور کن

زین کن سمند حادثه را تکسوار عشق                                         جان را پر از شراره غوغا و شور کن

آقا چقدر ضجه زنیم و دعا کنیم                                                    یا بازگرد یا دل ما را صبور کن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* جمعه ای دیگر فرا رسید. نمیدانم در این ساعاتی که این مطلب را می نویسم اربابم کجاست؟ اما ... می دانم که می داند دوستش دارم. با همه گناهکاری و با همه آلودگی ام.

** فاطمیه گذشت... هنوز چیزی نگذشته دلم هوای سینه زنی کرده... اللهم ارزقنا

*** التماس دعا 




نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

                        یا بضعه الرسول!

                                                                                        مگر می شود پهلوی شما بود و شکسته نشد؟

 * اهل دلی می گفت: تا فاطمه بود علی سر در چاه نکرد.

** این روزها اگر دلتان هوایی شد...یا علی مدد

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبلاگ

روزی شیطان با حضرت موسی (ع) ملاقاتی داشت

پرسید : مرا از گناهی با خبر کن که اگر آدمی آن را انجام دهد بر  او مسلط می شوی

گفت : هنگامی که شخصی خودش از خودش خوشش بیاید و کارهای خوبش را بسیار شمارد و گناهش در چشمش کوچک شود

کافی ،ج2 ،ص 329




نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 توسط امید حیدری
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


 دلنوشته هاي منتظران ظهور